همین جوری

آخرین مطالب
  • ۹۶/۱۰/۰۷
    .
  • ۹۵/۱۲/۲۹
    +

۳ مطلب در مرداد ۱۳۹۳ ثبت شده است

با یاد تو افتادم از یاد برفت آن‌ها

سه شنبه, ۲۸ مرداد ۱۳۹۳، ۱۲:۵۸


این روزها شلوغی و پرکاری بی‌سابقه‌ای را تجربه می‌کنم. از قضا در همین روزهاست که هم حال و حوصله‌اش هست و هم شرایط و اتفاقات مهیاست برای انجام دادن کارهایی که دوستشان دارم.

از طرف دیگر این شلوغی همان‌طور که نمی‌گذارد به کارهایی که می‌پسندم برسم و به آن‌چه می‌خواهم فکر کنم؛ مهلت نمی‌دهد به چیزهای آزاردهنده هم فکر کنم. یعنی دغدغه‌هایی که فکر می‌کردم دغدغه است، دیگر نیست. یعنی دیگر مجالی نیست به آن‌ها مشغول شوم. انگار این همه کار آدم را هیپنوتیزم می‌کند، از  تلخ و شیرین غافلش می‌کند.

حالا مانده‌ام صفت «بد» بچسبانم به این شلوغی، یا «خوب» ؟



- طبیعتا ننوشتن در اینجا را هم می‌اندازم گردن مسئله‌ی فوق‌الذکر :)
- عنوان از جناب سعدی
  • ۰ نظر
  • ۲۸ مرداد ۹۳ ، ۱۲:۵۸
  • سیدمحسن

دلمان برایت تنگ می‌شود

پنجشنبه, ۹ مرداد ۱۳۹۳، ۱۶:۰۳

ماه رمضان انگاری دنیا شکلش عوض شده بود، انگار که آسمان به زمین نزدیک شده بود.

الآن سخن گفتن با خدا بنظرم شبیه سخن گفتی کسی است که در اتاقی محبوس است و امیدواراست که صدایش را از میکروفون‌هایی که در اتاق‌ است می‌شوند. کسی را ولی  روبروی خود نمی‌بیند. حالش، حال  «‌گفت‌وگو» نیست. فقط امواج صدایش را منتشر می‌کند.
رمضان‌ها ولی انگار که خدا دست روی شانه‌ات می‌گذارد، گوشش را نزدیک می‌آورد و می‌گوید‌: «بگو جانم، گوش می‌کنم»
  • ۰ نظر
  • ۰۹ مرداد ۹۳ ، ۱۶:۰۳
  • سیدمحسن

نیمه پر لیوان

چهارشنبه, ۱ مرداد ۱۳۹۳، ۱۹:۱۰

چند روز پیش خبر خوبی بهم رسید که  کاری که دنبالش بودم درست شده و به نتیجه رسیده 

یکی دو روزی خوشحال بودم و سر کیف.  دو روز بعدش خبر کنسلی‌اش آمد.  

طبیعتا ناراحت شدم و پکر. حتما تجربه کردین که وقتی چیزی که آدم فکر می‌کرده درست شده خراب می‌شه، بیشتر از قبلش که هنوز خبر بهبودی نبوده، نارحت می‌شه 

ولی بعد یک کمی بیشتر که فکر کردم دیدم این ناراحتی اصلا  منطقی نیست

من چیزی رو از دست ندادم که هیچ، دو روزی هم حال خوش نصیبم شده 

حالا گیریم آن دو روز حال خوش به خیال باطلی بوده باشد؛ آن دو روز به حال خوب گذشته و دیگر عوض نمی‌شود. 

گاهی، سراب هم نعمتی است از جانب خداوند و شکرش واجب 



این وبلاگ را از ابتدا و در اصل برای ثبت فکرهای هر روزه ساخته بودم. ولی گمانم بعد یکسال، این اولین پستی بود که واقعا اینجوری بود. حالا ان‌شاءالله از این به بعد.
  • ۰ نظر
  • ۰۱ مرداد ۹۳ ، ۱۹:۱۰
  • سیدمحسن