همین جوری

آخرین مطالب
  • ۹۶/۱۰/۰۷
    .
  • ۹۵/۱۲/۲۹
    +

۷ مطلب با موضوع «نگارخونک» ثبت شده است

ای که چون من هزارها داری

دوشنبه, ۵ آبان ۱۳۹۳، ۱۰:۲۰

وقتی محرم می‌آید تعجب می‌کنم.

تعجب می‌کنم که دوباره اجازه پیدا کرده‌ام که وارد خیمه‌اش شوم

سیاهی‌ها را لمس کنم و  بازدم گریه‌کن‌هایش را تنفس کنم. 

با خودم می‌گویم ای بسا منطقش این بود که بگویند برو. این‌قدر بهتر از تو اینجا هستند که به بودنت نیازی نیست.

 بعد شرمنده می‌شوم؛ شرمنده که لحظه‌ای از  لطف آن‌که «زهیر» را و «حر» را پناه داده، تعجب کرده‌ام ...


(عنوان مصرعی از جواد پرچمی)

  • سیدمحسن

تاکسی

دوشنبه, ۳ شهریور ۱۳۹۳، ۱۱:۴۷

گاهی اوقات فکر می‌کنم بهترین کار دنیا راننده تاکسی بودن است. 

 یک تاکسی که وقتی مسافرش  پیاده می‌شود، حالش بهتر باشد، خوشحال‌تر بشود؛ 

حس کند که هنوز می‌توان به دنیا و آدم‌هایش امیدوار بود. 

و پیش خودش تعجب کند که مگر یک تاکسی هم می‌تواند روز تیره و تاریک آدم را اینطور روشن کند؟!


  • ۲ نظر
  • ۰۳ شهریور ۹۳ ، ۱۱:۴۷
  • سیدمحسن

شهری متحدثان حسنت، الا متحیران خاموش

سه شنبه, ۲۳ مهر ۱۳۹۲، ۲۱:۲۸

چند سال پیش شبیه این طرح رو یه جایی دیدم که بعدا هرچی گشتم پیداش نکردم 

اخیرا از یکی خواستم که شبیه‌ش رو بکشه و در حقیقت نقش دلال رو داشتم :)


  • سیدمحسن

راننده تاکسی

دوشنبه, ۲۵ شهریور ۱۳۹۲، ۱۳:۵۵

  • ۱ نظر
  • ۲۵ شهریور ۹۲ ، ۱۳:۵۵
  • سیدمحسن

نگارخونک-۳: رقص قطره‌ها

چهارشنبه, ۶ شهریور ۱۳۹۲، ۱۰:۲۸

رقص قطره‌ها


  • ۱ نظر
  • ۰۶ شهریور ۹۲ ، ۱۰:۲۸
  • سیدمحسن

نگارخونک-۲: درختان در حبس

جمعه, ۲۵ مرداد ۱۳۹۲، ۱۰:۳۵

درختان در حبس




  • ۰ نظر
  • ۲۵ مرداد ۹۲ ، ۱۰:۳۵
  • سیدمحسن

عکس: کلافه

چهارشنبه, ۱۶ مرداد ۱۳۹۲، ۲۱:۲۰
کلافه
  • ۰ نظر
  • ۱۶ مرداد ۹۲ ، ۲۱:۲۰
  • سیدمحسن